صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٦٢
همین معناست که یک چیزى را تشر مىزنند ببینند طرف چه جورى است، اگر چنانچه طرف ایستاد مقابلشان، آنها عقب مىروند و اگر چنانچه نه، آن بیچاره عقب رفت اینها هم جلو مىآیند حیوانات هم همین جورند، حیوانات هم همین خصوصیت را دارند که اول مىآیند جلو ببینند این چه آدمى است، اگر این آدم ایستاد دستش را بلند کرد، فرار مىکند اگر این فرار کرد دنبالش مىروند این خوى حیوانى است. آن هم باز یک روحانى بود که در مقابل یک چنین قدرت بزرگ یک چنین قدرت شوروى بزرگ ایستاد یا به اصطلاح آن دست لرزان، گفت حالا که ما بناست از بین برویم، چرا خودمان، خودمان را از بین ببریم؟ رأى مخالف داد، دیگران هم جرأت کردند رأى مخالف دادند، اینها ایستادند، این نهضت آخرى هم که منتهى شد به ١٥ خرداد و اینهمه کشته دادند مردم، این هم در صف اولش اهل علم بودند، علما بودند، تا حالا هم دنبالهاش کشیده شده است، تا حالا هم آن که بیشتر هیاهو مىکند باز اهل علم است، البته دانشگاهى هم حالا داخل استآنها هم داخلند، سایر مردم هم به تبعیت علما مىرفتند نه به تبعیت دیگران. علماى تهران را تقریبا اکثرشان را گرفتند حبس کردند، از خطبا، از علما گرفتند حبس کردند، چندین روز حبس بودند، زجر دیدند اینها.
جناح روحانى را که جناج ملت است کنار نزنید
آقا،اینهااینطور نیست که شما خیال بکنید که ما اسلام را مىخواهیم اما ملا نمىخواهیم مگر مىشود اسلام بىملا، مگر شما مىتوانید بدون ملا کار را انجام بدهید، باز این ملاها هستند که جلو مىافتند کار انجام مىدهند،اینها هستنند که جانشان را مىدهند. الان هم ما تو حبس ملاها داریم، الان هم علما داریم، الان هم علماى فداکار داریم، الان هم هستند تو حبس و زیر بار این ظلمها نمىروند و چیزشان مىدهند که شما هم عذرى بخواهید و نمىخواهند. خوب الان هم داریم، الان هم داریم، الان هم علماى ما در حبس هستند، علماى بزرگ ما در حبس هستند من این که عرض کردم یک چیزهایى بود که خود من مشاهده کردم و خیلىهایش هم یادم نیست و جلوترش هم که ما دیگر اهل تاریخ نیستیم که ببینیم. این گله هم که من دارم از این آقایان روشنفکرها این است که یک همچو جناح بزرگى که ملت پشت سرش ایستاده، این را از خودتان کنار نزنید بگویید که (ما اسلام مىخواهیم ملا نمىخواهیم) این خلاف عقل است، این خلاف سیاست است، شما باید اینها را باآغوش باز بگیرید و اگر چنانچه اینها در مسائل سیاسى اطلاعاتى ندارند، ضم به ایشان بشوید، اطلاعات سیاسى به اینها بدهید. اینها بهتر از شما توى مردم، بهتر یعنى که شما نفوذ ندارید، اینها دارند، در بین مردم نفوذ دارند، هر ملایى در محله خودش نافذ است. شما باید شمایى که دلسوزید براى اسلام، شمایى که مىگویید ما اسلام را مىخواهیم، نگوئید که ما اسلام را مىخواهیم آخوند نمىخواهیم، شما بگویید اسلام را مىخواهیم آخوند هم مىخواهیم. آخوند، ملتفت مثلا بعضى مسایل سیاسى نیست، جمع بشوید دور آن آخوندى که مسایل سیاسى را نمىداند، یادش بدهید آن مسایل را تا او عمل کند تا منبعد دنبالش باشد، تا بتوانید اجرا کنید. اگر شما بخواهید خودتان باشید و منهاى آخوند، تا قیامت هم در زیر بار دیگران هستید.